سديد الدين محمد عوفى

739

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه چون دو كس به خصومت آنجا آمدندى « 1 » ، قاضى بر لب حوض نشسته بودى « 2 » و ايشان را بگفتى تا بر آن روى « 3 » آب پيش ايشان آمدندى . اگر سوگند خورده « 4 » مجرم بودى غرق شدى و اگر بىگناه بودى « 5 » آب او را پاياب دادى « 6 » . دختر چون دانست كه او را سوگند خواهند داد ، كس به نزديك معشوق فرستاد و گفت : حيات من به يك حركت تو متعلق است ، و بايد كه « 7 » تو خود را ديوانه سازى و خاك بر سر كنى و جامه بدرى « 8 » و منتظر مىباشى تا چون مرا بدان موضع برند كه سوگند خواهم خورد ، ناگاه درآيى و مرا در كنارگيرى و بوسى چند بر روى من زنى ، و چون ترا دور كنند ، دور شوى . پس چون ميعاد سوگند او فراز رسيد دختر را با جمعى از زنان و طايفه‌اى از برهمنان بدان موضع مىبردند ، و « 9 » در راه آن جوان كه « 10 » خود را ديوانه ساخته بود بدويد و مر آن دختر را در كنار گرفت « 11 » . پس او را دور كردند و دختر به نزديك حاكم آمد . حاكم سوگند بر وى عرضه داد « 12 » . دختر گفت « 13 » : بيرون از « 14 » شوهر من و اين ديوانه كه به من آسيب زد هيچ مرد ديگر به من نرسيده

--> ( 1 ) - مپ 2 - خصومت بودى ( 2 ) - مپ 2 : نشستى ( 3 ) - مپ 2 و مج - آن روى ( 4 ) - مپ 2 و مج : خورنده ( 5 ) - مپ 2 : مجرم نبودى ( 6 ) - مپ 2 : غرق نشدى ( 7 ) - متن : همانا آنكه ، مج - آنكه ( 8 ) - مج + و به زنى نشينى ( 9 ) - مپ 2 - و دختر را . . . مىبرندند و ( 10 ) - متن و مپ 2 - كه ( 11 ) - مپ 2 و مج + و بوسى چند بر روى او داد ( 12 ) - مپ 2 : كردند ، مج : كرد ( 13 ) - متن + اگر مرد بيگانه ، مج + اگر از مردان بيگانه . مپ 2 + بجز اين مرد بيگانه . بنياد + قسم مىخورم كه مرد بيگانه ، تصحيح قياسى است . ( 14 ) - مپ 2 - بيرون از .